چهل و سه - حماقت


اگر هر یک از شما که من را می خواند،

مرد میان سال، عینکی، دارای اتوموبیل پژو 405 نقره ای، کریه المنظر و بی شعوری را می شناسد که دیروز ظهر در حین عبور ممنوع از یکی از خیابان های یک طرفه حوالی ونک، آینه بقل سمت شاگردش را به ماتحت جوانی تحصیل کرده، خوش پوش، سه تیغ و مزین به کت و شلوار فرو کرده و در برابر اعتراض هر چند مدنی آن جوان، وی را گوساله خطاب نموده و لاجرم کف گرگی جانانه ای از ناحیت صورت برای خود به جان خریده است را می شناسد . . .

لطفاً پیام عذر خواهی من را به گوشش برساند.

پ.ن. 1: یادمون باشه، هر شیک پوشی لزوماً سوسول نیست!

پ.ن. 2: بس نادمم، که حماقتش را با حماقتی بزرگ تر جواب دادم.

پ.ن. 3: تویی که ممنوع میری، تویی که خلاف میکنی، تویی که خودخواهی، تویی که خیابون یک طرفه رو بند میاری، تویی که موجب ناراحتی و عصبانیت دیگری میشی و تویی که میدونی اشتباه کردی . . .


فقط  و فقط یک معذرت خواهی بکن. همین!!!


۴ نظر:

  1. هفته پیش همون حوالی یک راننده تاکسی نفهم با سپر فولادین پیکان قراضه اش زد به در ماشین عزیزتر از جانم و تا بیام سر و ته کنم برم دنبالش در رفت. باور کنید خسارتش چیزی نمی شد، اما اگر فقط یک معذرت خواهی کوچک میکرد شاید کمتر دلم می سوخت.

    پاسخحذف
  2. یه آدم معمولی۱۳۸۸/۸/۲۵،‏ ۱۳:۴۱

    سپر فولادینی که تو گفتی، هر کی ندونه فکر میکنه تانک بوده!

    ولی اصلاً بگو فرقون!

    اینم کف گرگی لازم بوده!

    پاسخحذف
  3. اصلاً خدا بود اين حركت.
    كلي حال كردم وقتي اينو خوندم و كلي هم خنديدم، اونم از اعماق ته ام.

    پاسخحذف
  4. تو خندیدی، ولی اگه بدونی چه اعصابی از من و خودش گاوید.

    پاسخحذف