بیست و هشت - تو از آیین انسانی چه میدانی


این ها را به تو می گویم و می خواهم که بفهمی. میدانم برایت خیلی سخت است . . . اما بفهم. حداقل سعی ات را بکن تا بفهمی. میدانم که حرف هایم از جنس دیگریست، همانگونه که خودم هستم. نمیگویم مرغوب، اما متفاوت از آنچه  امروزِ روز در بازار ما روال است.

اصلاً برای چه تبریک بگویی؟ که چه شود؟ یا چه نشود؟ چه چیز را میخواهی برسانی؟ که دوستیم؟ که به یادم بودی؟ به یادم هستی؟ یا همیشه به یادم خواهی بود؟
ولی نازنین، بس غافلی. چون آنکه حقیقت وجودش به دنیای مجاز گره خورد، تو غریبه اش بدان نه دوست که هر دوستی را مرام ومسلکیست و به یاد داشتن دوست از پست ترین آن هاست.


وقتی این روزها از به ظاهر نزدیکانم میشنوم: "ببخشید که تولدت رو یادم رفت تبریک بگم . . . آخه تو فیس بوک ننوشته بود" به اعماق دره فاصله میانمان سقوط میکنم و وقتی باز میگردم میگویم: "میدونم، خودم مخصوصاً ننوشتم."


و مطمئن میشوم برای یک لحظه هم با خودشان فکر نمیکنند که "چرا؟" و من هم هرگز نمی گویم: "چون میخواهم شادی این روز را تنها با کسی شریک شوم که برای من، برای منیت من، برای بودن من، و برای به دنیا آمدن من آن قدر ارزش قائل هست که زحمت به خاطر سپردن یک تاریخ ناقابل - ولو به قیمت اشغال کردن یکی از میلیاردها میلیارد سلول خاکستری مغزش-  را به جان بخرد، تا نکند این روز بیاید و به من تبریک نگفته برود."

این است آیین رفاقت نازنین.


پ. ن. : هرکی بعد از خوندن این پست تاریخ تولدم رو بپرسه خره.

۵ نظر:

  1. با این اوصاف رفقا سه دسته می شن :
    1 - برای همیشه تاریخ تولد یادشون میمونه..
    2 - برای همیشه تاریخ تولد یادشون میره..
    3 - حاضر میشن امسال خر باشن و دیگه یادشون نره...

    پاسخحذف
  2. ... جان مهربانمی
    *:
    من تو دسته خوبا لُفاً،مُچَچرم
    D:

    پاسخحذف
  3. یه آدم معمولی۱۳۸۸/۷/۲۸،‏ ۰:۳۰

    به پریا:

    این همه زور زدم وبلاگ نوشتم، این همه زور زدی و خوندی،آخرش هم نفهمیدی من چی میگم!
    تمام بحث سر این بود که کسی که یادت تو گارِش نیست، تو نارفیقش بخوان نه رفیق!
    بعد میای کامنت میذاری که رفقا سه دسته میشن ...

    پاسخحذف
  4. نه دیگه ، دسته اول واقا" خود رفقا هستن ..
    دسته دوم واقعا" رفیق نیستن..
    دسته سوم هم واقعا" دارن سعی می کنن که رفقای خوبی بشن...

    پاسخحذف
  5. یه آدم معمولی۱۳۸۸/۷/۲۹،‏ ۱۸:۲۵

    به پریا:

    هر جور راحتی!

    اصراری نیست!

    پاسخحذف